بيايد يه کمي فکر کنيم ...
تا کي ميخوايم فقط بشينيم و دعا بخونيم

 و اصلا به خودمون نگاه هم نکنيم که کي هستيم
چه کار ميکنيم؟؟
تا به کي ميخواهيم هر چه ميکنيم از روي ريا و خودنمائي باشد ؟؟
تا به کي ميخواهيم دلهايمان را از هم دور نگاه داريم ؟؟
تا به کي ميخواهيم آن طوري زندگي کنيم که بقيه زندگي ميکنند ؟؟
آخه يه کم فکر کنيم تا کي ميخوايم به اين فکر کنيم که روزي يه نفر ميايد و جهان رو درست ميکند؟؟
نميخواهيم قبول کنيم که ما همه خودمان بايد به فکر خودمان باشيم ؟؟تا به کي؟؟
تا به کي ميخواهيم بشينيم و فقط به عيوب بقيه بنگريم ؟؟  كه  به خودمان تا حالا نگاه کرديم
ببينيم چه کاره ايم؟؟
يه کم به خودمان بيايم و خودمان را بشناسيم
واسه ظهور آقا هم دعا کنيم ولي خودمان اهل نجات باشيم ..
مهمتر خودمونيم که بايد درست بشيم
آقاي نازنين ما تا کي بايد گناهان ما رو ببينه و واسمون پيش خدا دعا کنه و دلش بسوزه
چرا بي خبريم ؟؟ چرا دنبال شناخت خود و خداي خود نميرويم؟؟
چرا همش تبليغ ظاهري دين ميکنيم و خودمون رو خوب جلوه ميديم ؟؟
چرا؟؟
چرا در عمل نشون نميديم ؟؟
ميدونيد چرا ؟
چون خود و خداي خود رو نشناختيم
تا کی میخوایم فکر و ذکرمون رو در همین نشئه طبیعت دنبال چیزای بیهوده بفرستیم ؟؟
تا کی میخوایم وقتمون رو بیهوده بگذرونیم؟؟
تا کی میخوایم همون جوری کارامون رو انجام بدیم که خودمون دوست داریم؟؟ 
تا کی میخوایم غافل بمونیم از اینکه هدف اصلی زندگی ما چیست ؟؟
آیا ما برای بهشت و جهنم آفریده شده ایم؟؟؟
نه نه نه
بیاید فکر کنیم و ببینیم ما هدفی برتر و والاتر از این ها داریم

تا کی میخواهیم همه اش در خواب و استراحت باشیم؟؟
تا کی میخواهیم ..... وتا کی ؟؟؟

 


 

نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت 8:36 موضوع | لینک ثابت