تبليغاتX
 مرا نخوانيد
 

خــــــــود را خـــــــط بزن

 

نزدیک ترین نقطه به خدا

نزدیک ترین لحظه به اوست،

 وقتی  حضورش را درست توی قلبت حس میکنی،

  آنقدر نزدیک که نفست از شوق التهاب بند می آید.

 آنقدر هیجان انگیزکه با هیجان هیچ تجربه ای

 قابل مقایسه نیست.

 

تجربه ای که   باید طعـــمش را چشید.

 اغلب درست همان لحظه که گمان می کنی

 در  برهوت  تنها  ماندی،

 درست همان جا که دلت سخت می خواهد

 او با تــــو حرف بزند،

 همان لـــحظه که آرزو داری دستان پر مهرش

 را بر سرت بکشد،

 

همان لحظه نورانی که ازشوق این معجزه

 دلت می خواهد تاآخردنیا از ته دل

  وبا کل وجودت اشک شوق بریزی

 وتا آخرین لحظه وجودت بباری.

 نزدیک ترین لحظه به خدا می توانددر

 دل تاریک ترین شب عمرناخواسته تو

 و یــا در اوج بـــزرگ ترین شــــــــادی

 دلخواسته تو رخ دهد ,

 

می تواند درست همین  حالا باشد و زیباترین

وقتی  که می تواند  پیش بیاید

 همان دمی است که برایش هیچ

 بهانه ای نداری.

 جایی که دلت برای او تنگ است.

 زیبا ترین لحظه ی عمر و هیجان انگیز ترین

 دم حیات همان لحظه باشکوهی است

 

که با چشم خودت خدا را می بینی.

 درست همان لحظه که می بینی او با همه عظمت

بیکرانش در قلب کوچک تـــــــو 

جا شده است.

 همان لحظه که گام گذاشتن او را در دلت حس،

  و نورانی و متعالی شدن

حست را درک می کنی.

 

آن لحظه که می بینی آنقدر

این قلب حقیر ارزشمند شده است

 که خدا با همه عظمت بیکرانش

 آن را لایق شمرده و بر گزیده.

  و تو هنوز متعجب و مبهوتی

  که این افتخار و سعادت آسمانی

 چگونه و ازچه رو از آن تو شده است

 

و این را همیشه بـــــه یــــاد داشته باشید...

  

هرگاه بادیگرانی خــود را خــط بزن

   و هرگاه با خــدائی دیگران را  "

 


 

نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه 27 آبان1386 ساعت 9:10 موضوع | لینک ثابت


نامه را بخوانید

نامه آبراهام لينكن به آموزگار پسرش

به پسرم اینگونه درس بدهید:

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند. اما به پسرم بیاموزید که به ازاء هر شیاد، انسانهای درست و صدیق وجود دارند.

به او بگویید به ازاء هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی هم وجود دارد.

به او بیاموزید که به ازاء هر دشمن، دوستی هست.

می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید، اگر با کار و زحمت خودش، یک دلار کاسبی کند بهتر از این است که جایی روی زمین پنچ دلار پیدا کند.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.

او را از غبطه خوردن برحذر دارید.

به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید، به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید.

به او بگویید تعمق کند.

به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه،به زنبورهایی که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود.

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد.

به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد.

به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.
ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید
اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.

به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد.

به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند. اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پروده نسازید.

بگذارید که شجاع باشد.

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبیست.

آیا شما نیز با این عقاید موافقید ؟

بر گرفته از وبلاگ زیبای قلم و اندیشه


 

نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت 10:5 موضوع | لینک ثابت


مرا نخوانيد target="_blank" href="http://bahar-20.com"> Bahar-20 بهاربيست