تبليغاتX
 مرا نخوانيد
 

وداع با ماه خوبان

 

بگذار تا بميرم در اين شب الهي

ورنه دوباره آرم رو روي روسياهي

 

چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه

چندان كه باز گردم گيرم ره تباهي

 

چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما

دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهي

 

گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان

بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهي

 

اي كاش تا توانم بر عهد خود بمانم

شرمنده‏ام ز مهدي وز درگهت الهي

 

تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم

چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهي

 

من بندگي نكردم با خويش خدعه كردم

ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهي

 

با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم

دانم كه در به رويم وا مي‏كني به آهي

 

اي نازنين نگارا تغيير ده قضا را

گر تو نمي‏پسندي تقدير كن نگاهي

 

دل را تو مي‏كشاني بر عرش مي‏كشاني

بال ملك كني پهن از مهر روسياهي

 

دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر

بي عجب و بي تكبّر از راه خيمه گاهي

 

امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر

جان حسين و زينب بر ما بده پناهي

 


 

نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه 19 مهر1386 ساعت 13:39 موضوع | لینک ثابت


حلقه رندان عاشق

 

امشب به کویت آمدم دانم که در وا میکنی


رحمی به این خونین دل رسوای رسوا میکنی

 


لیلای من باشد عیان در هر زمان در هر مکان

 

زاهد چرا بهر نشان هی لا و الا میکنی

 

 

ای دل ای دل بیاموزی اگر راه درست عاشقی


با هر چه او قسمت کند صبر و مدارا می کنی

 


این چرخه میچرخد بسی بهر حساب هر کسی


یک روز جبران میکنم جوری که با می کنی

 


آشفته بازاری نکن ای دزد مادر زاد دل


صد حلقه میپیچی به هم تا یک گره وا میکنی

 


گه در تماشاخانه ی قسمت مرا بازی دهی


گر نقشهای خویش را در من تماشا میکنی


 


 

نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه 17 مهر1386 ساعت 9:23 موضوع | لینک ثابت


مرا نخوانيد target="_blank" href="http://bahar-20.com"> Bahar-20 بهاربيست