مست و خنجر به کف ای شوخ بیا ، بسم الله

گر تو را هست سر بسمل ما ، بسم الله

 

بر مزارم که ز اخلاص شدم بسمل تو

یک ره ، ای شوخ بخوان فاتحه ها ، بسم الله

 

تیغ در دست پی کشتن ما می آیی

حاضرم از سر تسلیم و رضا ، بسم الله

 

کیست کز ما برساند به جفا پیشه بتان

این که بسمل شدن از ما ، ز شما بسم الله

 

ما صف آرای نیازیم و تو لشکر کش ناز

داری از داعیه جنگ به ما ، بسم الله

 

بت من چند بگویی که دهم دشنامت

از خدا خواستم این را به دعا ، بسم الله

 

همچو گل دفتری از خرمی ات در بغل است

بهر این غمزده فالی بگشا ، بسم الله

 

تا ز بوی تو شود چشم عزیزان روشن

باز کن پیش صبا بند قبا ، بسم الله

 

گفتی از لطف در آغوش تو جا خواهم کرد

چیست تاخیر درین لطف ؟  بیا ، بسم الله

 

خدمت پیر خرابات گرت منظورست

نیست تقصیر در این کار  روا بسم الله

 

می توان درس گرفتن ز کتاب دل من

هست یک مصحف آیات وفا ، بسم الله

 

عشق گسترده عجب خوان خلیلی ، واقف !

دست از خویش بشو ، زود بیا ، بسم الله


 

نوشته شده توسط بنده خدا در شنبه 3 شهریور1386 ساعت 8:52 موضوع | لینک ثابت